الشيخ رسول جعفريان
295
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم وارد نموده و آن را شايع كردهاند ، فاصله بگيرند . تنها باشند يا همراه يك نفر ديگر ؛ بدور از تأثيرپذيرى از جمع . آنگاه انديشه كنند . زمخشرى بر اين نكته تأكيد دارد كه جهت اين اندرز آن است كه اجتماع [ آن هم اجتماع مشركان ] فكر فرد را مشوش كرده ، ديده را كور مىنمايد و با شلوغ كارى ، اقوال را در يكديگر مىآميزد و اين سبب مىشود كه از انصاف دور شده و تعصّب تحريك شود و جز به يارى مذهب خود نينديشد . « 1 » اما وقتى تنها شد مىتواند تأمل كند و دربارهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بينديشد و بلافاصله پوچى اتهامات مشركان را دريابد . با چنين تربيتى ، فرد براى انديشيدن بستگىهاى گروهى و طايفهاى را ترك مىكند در آن صورت ، راحتتر ، انديشهء توحيدى اسلام را درك مىكند . متأسفانه نظام قبايلى از مهمترين موانع راه حاكم شدن معيار حق و باطل در انديشه و عمل مسلمانان نخست بوده است . با اين حال رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم موفق شد تا اندازهء زيادى آن نظام را تغيير داده و مسلمانان را با معيار حقيقت آشنا سازد بطورى كه فرد مسلمان تا آنجا پيش رود كه در جنگ در برابر پدر خود نيز بايستد . « 2 » بسته بودن جامعهء جاهلى كه تا اندازهاى معلول نظام قبيله و از جهتى ناشى از عدم ارتباط قوى فرهنگى با ساير ملل بود ، سبب ركود آن جامعه شده بود . با آن كه برخى از تجار قريش به اين سوى و آن سوى مىرفتند اما اين اقدام تأثير عمدهاى در تحوّل فكرى جزيرة العرب نداشت . تنها در مكه امكان آن هست تا نمونههايى از تأثيرپذيرى افكار يهودى يا زرتشتى يافت . اسلام براى شكستن جمود فكرى بايد افق فكرى آنان را وسعت مىبخشيد . آنان بايد از اين كه تنها يك مرام را شناخته و تنها همان را حقيقت مىپنداشتند فاصله گرفته ، با ساير افكار و انديشهها آشنا شوند . اگر امكان تماس با ساير ملل نبود ، اين امر ممكن بود كه با نقل تاريخ گذشته ، آنان را با جدالهاى فكرى آشنا كرده و از آن طريق استدلالهاى مختلف را در محك آزمايش قرار دهد . مىدانيم كه بخش زيادى از آياتِ سورههاى مكى ، آيات تاريخىاند . محتواى اين آيات بيان چگونگى مبارزهء شرك و توحيد و تجربهء امتهاى پيشين در اين امر بود . اين تجربهها افق فكرى جامعهء جاهلى را باز مىكرد و به آنان نشان مىداد كه اين مبارزه ميان محمد صلى الله عليه و آله و سلم و آنان ، مبارزهاى ريشهدار و عميق بوده است . نكتهء جالب در اين آيات تاريخى جانبدارى
--> ( 1 ) . نك : الكشاف ، ج 3 ، ص 294 ؛ سقراط مىگفت : من تنها با يك نفر حرف مىزنم ، با غوغا سخن نمىگويم غوغا سخن را نمىفهمد و گوينده را مىكشد . ( 2 ) . المعرفة والتاريخ ، ج 1 ، ص 343